رو سـر بنـه بـه بـالـیـن تنـهـا مـرا رهـا کن<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تــرک مــن ِ خـرابِ شـب‌گـردِ مـبـتــلا کــن

مـاییـم و مـوج سـودا شب تـا بـه روز تنهـا

خـواهـی بیا بـبخشا٬ خواهی برو جفا کن

از مــن گـریـز تـا تـو هــم در بـــلا نـیـفـتـی

بــگـزیــن ره ســلامــت تــرکِ ره بــلا کــن

مــایـیـم و آبِ دیــده٬ در کـنـج غـم خـزیـده

بــر آب دیــده‌ی مـا٬ صـد جـای آسـیـا کـن

خیره‌کشی‌ست مـا را دارد دلی چو خـارا

بکشد کس‌ش نگویـد تـدبیـر خـونـبـها کـن

بـر شـاه خـوب‌رویــان واجـب وفـا نـبـاشـد

ای زردروی عاشـق٬ تـو صبـر کـن وفـا کـن

دردی‌ست غـیـر مردن کـان را دوا نـبـاشـد

پـس مـن چگـونـه گویـم کین درد را دوا کن

در خـواب دوش پـیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

 

 

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
نصر

باشه!

فريبا

مرسی خواهرم ، قشنگ ترين حسن ختام روز کاريم بود . ديگه هيچ پستی رو نمی خونم و تا شب با اين شعر باقی می مونم :)

سجاد

سلام * چه شعر زيبائی بود راستی مشکلت با پرشين بلاگ چی بود تو پست قبليت ؟

son of thunder

فرموده بودين <حتما نظر بدين> حسب الامر انجام وظيفه شد. شعر هم خوب بود.

ساناز

ترا چه می شود زهرا جان ؟ این چه دردی است که می گویی؟

elham

سلام زهرا جونم!!ببينم اين شعره خيلی معروفه و الان که من نمی دونم شاعر کيه خيلی ضايعم!قشنگ بود زیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد.

amir

واقعا که اين مردن را دوا نباشد...دلت خوش!