زن عليه زن

با تلاش مهدی (پرینت گرفتن و صفحه‌بندی و کپی و منگنه کردن) تونستیم فعالیتمون را برای جمع کردن یک میلییون امضا شروع کنیم.

مثل همه‌ی کارهای دیگه شروعش یه هیجان و انرژی زیاد می‌طلبه که ما فعلاً داریم.

اما تو این مسیر اتفاقهایی میفته که فکر و روح آدم را خسته و ناتوان می‌کنه.

ما می‌خواهیم از حقوق نادیده‌ی زنها دفاع کنیم و فکر می‌کنیم این حقوق را مردان از ما گرفته‌اند غافل از اینکه بسیاری از آنها را خود زنان دو دستی تقدیم کرده‌اند و حاضر به بازپس‌گیری هم نیستند.

گوش کنید:

طرف تحصیل کرده است. 4 سال را در دانشکده‌ی مهندسی دانشگاه شیراز درس خوانده٬ نمی گویم همه جور آدم دیده ولی لااقل با تعدادی زیادی از دخترها و پسرها برخورد داشته. یک بار عاشق شده و به زعم خودش به خاطره بی‌لیاقتی پسر (درکش نمی کرده) بازی یکی دو ساله‌شان را به هم زدند.

بعد از آن با پسری که لااقل دوبار عاشق شده و به عشقش نرسیده ازدواج می‌کند.

تا اینجا هیچ مشکلی نیست.

وقتی دفترچه و فرم امضا را به او می‌دهم تا بخواند و امضا کند همزمان برایش توضیح می دهم که محتویاتش چیست و راجع به حقوق نداشته‌مان است مثل حضانت فرزند و حق طلاق و ارث و ........

بلافاصله دستم را کنار می‌زند که: اصلاً زنها نباید حق طلاق داشته باشند. موجودی که اینقدر احساساتی است همان بهتر که در مورد چنین چیزی اختیاری نداشته باشد و .........

و شوهرش هم تایید می کرد که بله من هم مخالفم که زنان حق طلاق داشته باشند و .....

ساکت شدم. یعنی شوکه شده بودم.

اشتباه میکنم؟ اشتباه می‌کنیم؟

کجاییم ما؟ چقدر دنیای‌مان کوچک است؟

آیا امیدی به اصلاحمان است؟

می‌خواستم راجع به نامزد قبلیش بحث را مطرح کنم و ببینم اگر با او ازدواج کرده بود باز هم حق طلاق نمی‌خواست یا اگربچه دار شود و شوهرش خدای نکرده بمیرد و ......

اما صلاح ندیدم چنین موضوعی را در جمع و جلوی همسرش مطرح کنم.

حالا چندین روز است که با موارد این چنینی برخورد می‌کنم و حسابی حالم گرفته شده است.

یاد فیلم «مالنا» افتادم که چطور زن علیه زن قرار می گیرد.

به همان اندازه دلم گرفت و به همان اندازه سکوت اختیار می‌کنم.

چقدر بعد از دیدن این فیلم گریه کردم. احساس خفه شدن داشتم.

اینها را نوشتم که یادآوری کنم تک‌تک ما چه وظیفه‌ی سنگینی بر عهده داریم وچه راه درازی در پیش.

------------------------------------------

پ.ن.۱:از صبح که این خبر را شنیدم بدجوری دلم گرفته.

پ.ن.۲: این را هم برای تفنن ببینید. چی بگم والا؟

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام بله دیگه از ماست که بر ماست ! والا به خدا بهونه نمی ارم !

همفری بوگارت

يک ميليون که سهله ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰امضا هم جمع کنی هيچکی هيچ کاری نمکنه چون اينجا انحصار طلبی ملاها

نصر

سلام چرا تفکر دوستت اينقدر ناراحتت کرده؟ اينهم يه موضوعيه مثل هزاران موضوع ديگه که هر کسی (چه زن چه مرد) بسته به نوع نگرشش به موضوع ممکنه موافق باشه يا مخالف همانطوری که اگر بخواهی برای گرفتن حق طلاق از مردها امضا جمع کنی مردهایی پیدا میشن که راحت امضا کنن! ضمنا مثل اینکه لینک "خبر" مورد اخلاقی داره ميگه " مشترک گرامی دسترسی به ....

مريم

خب...عجيب هم نيست!! وقتی زنها به شرايط خفقان آور و تاريکی عادت کرده باشند...صحبت از نور و آزادی کمی نامانوس به نظر می رسه....بايد بهشون فرصت بدين و حالتون گرفته نشه...

مريم

سلام زهرا جون کار قشنگی را شروع کردی اميدوارم تو کارت موفق باشی... جامعه بايد شرايط را برای حضور پررنگ خانمها محيا کند تا زن اول احساس آرامش و امنيت داشته باشد بعد با فکر بازتری بتواند تصميم بگيرد وقتی زنی مطلقه می شود همه به يک چشم ديگر بهش نگاه می کنند خواه ناخواه ترجيح می دهند بسوزند و بسازند

elham*

زود مشغول امضا جمع کردن شدی اول بايد يه چند جلسه براشون حرف ميزدی تا يادشون ميومد..جنس زن بودن بهترين نعمته...و محدود کردن زن يه رسمه..اون وقت قضيه رو ميگرفتن زهرا جان جان

مريم

از اين جور زنها زياد ديدم! خيلی از زنها فکر نمی کنن که می تونن تغيير کنن يا تغيير بدن.تازه يعضی هاشون عقايد خودشون رو جلوی مرد ها مطرح ميکننکه هر بلا سر يه سری از زنها می آد حق شونه..يا خيانت زن به مرد خيلی بدتر از خيانت مرد به زنه!

امير

زنده باد تو ومهدی که در راه تحقق اين کمپين فعاليت ميکنيد

مازیار کرم پور

سلام زهرا خانم امیدوارم این دو نفری که میگی، همون دو نفری که نباشند که من فکر می کنم. اگه بودن یه کم به درستی کاری که کردی بیشتر فکر کن.