!

نیستم. خیلی وقت است که دیگر نیستم.

گویی هیچ‌وقت هیچ‌جا نبوده‌ام.

گاوهایمان یکی پس از دیگری گوساله مرده به دنیا می‌آورند.

من مانده‌ام با تلاش‌های بی‌حاصل٬ خستگی٬ درد و بوی تعفن این مردارها.

دلم برای همه چیز و همه کس تنگ شده.

دارم در این باتلاق بیهوده دست و پا می‌زنم و هر روز بیشتر فرو می‌روم.

اگر گاهی خدا در این منجلاب خودش را نشان نمی‌داد مطمئن می‌شدم که از فراموش شدگانم.

آه ..........

/ 8 نظر / 8 بازدید
نرگس

حالا که معلوم شده نيستی از فراموش شدگان پس شکر ميکنيم همه خدا رو..ميگذره عزيز دلم..دل قوی دار

مهدی هنرپرداز

وقتی خودش رو گاه گداری نشون می‌ده٬ يعنی هست و احيانآ هوامون رو داره. ناشکری نکن گل‌م. خيلی چيزها داريم هنوز که می‌تونستيم نداشته باشيم.

گل تن

نبينم بغضش گرفته باشه دل ت . خسته گی دل ت رو نبينم ...

عادله

آخی آخی . بديش اينه که غمتو می بينم و هيچ کاری هم از دستمون برنمياد ...

نرگس

يک فروند ايميل ارسال شد خدمتتان...در ضمن عارضم به حضور انورتان خدا را که داريد...همسری اينچنين هم داريد که تکيه گاه عظيمی است... غم ات نباشه که همه چی حله عزيزم

کودک

سلام محکم باش ، امیدوار باش و مایه امید دیگران. از سعی وتلاش صادقانه دست بر ندار. پ.ن : منتظرم یک روز بیایم نوشته باشی که مشکلاتت حل شده اند. حق یاورت

مريم

سلام زهرا جون آبجی گلم خواهر خوبم . . . خيلی خوشحالم که دوباره نوشتی . . .توکل کن به خدا زياد هم سخت نگير . . . اگه کاری از دست ما برمياد تعارف نکن . . .يکتا هم به خاله مهربونش سلام ميرسونه و از راه دور صورت ماهت را ميبوسه

شعله

زهرای عزيزم خوشحالم دوباره شروع کردی به نوشتن