من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است.

بدآهنگ است

بدآهنگ است

بدآهنگ است

بدآهنگ است

---------------------------------------------------

پ. ن۱: بدون ره توشه قدم در راه بی‌برگشت گذاشته‌ام.

پ.ن۲: نمی‌توانم. یعنی نتوانستم حتی غر زدنهایم را اینجا بنویسم. چقدر از کمبود وقت در عذابم.

/ 10 نظر / 6 بازدید
نمی دونم

بدون ره توشه ...قدم در راه بی برگشت ... خيلی آدمو می بره تو فکر...

نمی دونم

دلم می خواست راحت تر می نوشتی. بدون در نظر گرفتن چيز هايی که ما را درگير خود سانسوری می کند. مطمئنم که نوشتن درد تحملش را آسانتر می کند. کاش می نوشتی...

نمی دونم

نوشتن ِ درد ، تحمل ِ آن را آسان تر می سازد... ... جمله ی بالا را با اعراب گذاری نوشتم که خواندنش راحت باشد

مريم

سلام زهرا جون خوبی عزيزم ما که خيلی دلمون برات تنگ شده...اميدوارم مشکلات برطرف شده باشه.... برامون درددل هم که نکردی که کمی سبک بشی ولی خوب توکلت به خدا باشه خيلی مراقب خودت باش گلم

کودکی گريه کنان

سلام این پست رو خوندم به گوشم اشنا بود. بعدا یادم اومد چقدر صداتون شبيه نامجو شده توی این پست!!! نگران هیچی نباشید. سعی و کوشش صادقانه تنها کاری هست که آدم میتونه انجام بده و شما دارید انجام میدید. حق یاورتان.

نگاه

فقط کمی شلوغ است . زندگی اين روزها فقط کمی شلوغ است . فقط چند وقتی است فرصت نکرده ای به فراغ بال بنشينی جلوی آينه و شانه بکشی به موها ... يا دستش را بگيری قدمی بزنی بی هدف کلاس يا خريد يا دید و بازدید اجباری ...

نگاه

بنويس زهرا . بنويس نازنين ...

نازلی

خود ننوشتن درديه روی دردی که داری..........

نمی دونم

کاش می نوشتی... به يادت هستم و دلم می خواد ازت خبر داشته باشم. ...