ارتفاع پست

بار قبل ـ یعنی همون اوایل که این فیلم اکران شده بود ـ این فیلم را تا صحنه‌ی سوار شدن به هواپیما دیده بودم ولی بعضی قسمت‌های کشدار و غیرضروری فيلم حوصله‌ام را سر بردند و باقی فیلم را نگاه نکردم. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بعداً در موردش زیاد شنیدم و خیلی دلم سوخت که چرا این فیلم رو کامل  نگاه نکردم، تا دیشب که از سر بیکاری ـ آره٬ بعضی وقتها بیکار هم می‌شم ـ داشتم بین شبکه‌های 1 تا 5 مانور می‌دادم که دیدم شبکه 5 داره این فیلم را می‌ذاره و دقیقاً صحنه‌ی بعد از سوار شدن به هواپیما بود ـ جالبه٬ نه؟ـ

بعد از تموم شدن فيلم حس خوبی نداشتم؛ احساس کردم هر روز و هر لحظه با تک‌تک  شخصیت‌های این فیلم در ارتباط هستم.از برادرهای نرگس گرفته تا محافظ‌های هواپیما ( البته شاید کاراکتری مثل کاپیتان کمتر دیده بشن ولی ... )

 

قاسم مظهر خستگی، عجز، گذشت و بی‌فکری

نرگس کسی که ـ البته از نظر من ـ هر لحظه کاری را که نباید انجام می‌ده.

برادرهای نرگس نشانه‌ی انواع حماقت‌ها و نادانی‌ها

محافظ مرد سوهان روح

محافظ زن موجود بی‌خاصیت

مادر نرگس محافظه کار و دلسوز ( البته با اندکی دوستی از نوع خاله خرسه)

کاپيتان نشانه آرامش محض

...

...

...

آخر فيلم دوشت داشتم قاسم بميره و يا حتی بکشنش تا باز نخواد به استيصال برسه. شايد در چنين مواردی مردن بهترين راه حل باشه.

------------------------------------------------------------------

 

پی نوشت 1: من کلاً آدمی (؟) هستم که از دیدن فیلم و یا خوندن کتاب خیلی تأثیر می‌گیرم طوری‌که دو، سه روز و یا حتی بیشتر ـ بسته به تأثیر گذاری موضوع ـ تو فضای اونها باقی می‌مونم و باهاشون درگیرم. فیلم جنگی و ترسناک هم اصلاً نگاه نمی کنم یعنی نمی تونم نگاه کنم.

پی نوشت 2: حساب کنید من چند روز باید با داستان "مسخ" درگیر باشم؟

پی نوشت 3: همیشه بعد از دیدن فیلمها و درگیری‌ها شاید با این جمله‌ها که «اینا همش فیلمه» و «جدی نگیر» بتونم از تأثیرش کم کنم ولی این فیلم چی؟ وقتی همه چیزش تو این خراب شده واقعیه و مصداق داره.

واقعاً متاسفم.

 

بی‌ربط: از تماشای فوتبال استراليا و برزيل بيش از مسابقه ايران و پرتغال لذت بردم.03.gif

/ 8 نظر / 5 بازدید
مهدی هنرپرداز

می‌دونی؟ وقتی فکرش رو می‌کنم می‌بينم ما همه (مخصوصآ به قول تو «توی اين خراب شده») توی ارتفاع پستيم. حالا خلاف‌هامون کم و زیاد داره ولی به قول «سید» گوزنها «خلاف خلافه» و متأسفانه ما همه آلوده‌ايم چون ناچاريم به آلودگی. برای زنده موندن و نفس کشيدن مجبوريم به ارتفاع‌های پست بريم و خيلی وقتها و مثل قاسم و نرگس و ديگرون٬ سقوط کنيم. سقوط کنيم چون می‌خواستيم زنده بمونيم و يا چون ناچار بوديم زنده بمونيم. يا حق!

amir

يادته نوشتم برای سقوط کردن کافيه فقط هيچ کاری انجام نديم...

نگاه

منم فيلم ترسناک نگاه نميکنم . از ده سالگی به اينور نگاه نکرده ام . تازه شم اگه طرفدار برزيل باشی که ديگه مخلصم دربست ... ((:

نگاه

خودپسندم ؟ شايد ... اما من هميشه فکر ميکردم بين ادمای ارتفاع پست يکی هستم بيشتر از همه شبيه کاپيتان که بخاطر حماقت و بيفکری همراهان به ناکجا اباد ميرسم ... راستش فکر ميکنم اکثر دوستان و اطرافيانم هم همينند ( یعنی همون اقلیت ی که داره تو این مملکت چوب توده ی بی فکر رو میخوره ) ...

نصر

سلام من هميشه اعتقادم اين بوده که زندگي يه فيلم طولانيه که خيلی زود تموم ميشه . هنر تو اينه که خودت تقريبا همه کاره فيلمت باشی نويسنده کارگردان تهيه کننده انتخاب کننده بازيگران ودر اخر ایفا کننده نقش اول فيلم .ولی وقتی دور و برمو نگاه ميکنم می بينم همه دارن تو فيلم بقيه کارگردانی و نویسندگی و... میکنن ولی تو فیلم خودشون یه بازیگر جزئن. راستی به برزيل زياد دل نبند چون امسال قهرمان نميشه شک نکن.

صورتک خيالی

ارتفاع پست نظری در موردش ندارم.. من بيشتر موقع ها احساس حال بهم خوردگی ميکنم يعنی حالم بهم ميخوره از خودم و فکر ميکنم به هيچ دردی نميخورم و نبايد اينی که هستم بودم! و خلاصه اين روزها از اين روزهاست ُ شبهايی که تا صبح اين فکر آزارم ميده خوب هم نميشم ميدونم چون اينجا صفر متر زير سطح گهه! با عرض معذرت البته اين اصطلاح مال خداحافظ گری کوپره ... اين روزها دوس دارم برم مثل لنی بالا بالاها به هيچ چيز فکر نکنم کسی هم به من فکر نکنه... راستی اين کتاب رو خوندی؟ اگه نه بخونش! دلم رومن گاری ميخاد اين روزها ...

فريبا

سلام، مي بخشی که نگرانت کردم داشتم در پست ترين ارتفاعات رنج مي كشيدم !راستي نظرت و راجع به نوزاد فيلم نگفتي ...

سجاد

سلام * من هنوز هم سر می زنم ولی قول دادم ديگه چيزی نگم * شاد باشيد