درد۲

یکشنبه ساعت 11:30 صبح بعد از خوردن چند قرص مسکن با چشمان نیمه باز:

ببینم می توانم حس دردم را منتقل کنم یا نه؟

فرض کن استخوان ( خار ماهی هم کفایت می‌کند) در گلو، چاقو در چشم، میخ در گوش و مته‌ی روشن در سرت کار گذاشته باشند. چه حسی پیدا می‌کنی؟

خوب بود؟

-----------------

همه جایم درد می کند. نمی دانم عصب کشی دندان چه ربطی به درد کمر و زانو و گلو و استخوان و کوفت و زهر مار دارد. مرخصی گرفته‌ام آمده‌ام خانه تا مثلاً استراحت کنم. اما کله‌ی پر دردم پر از این کلمات بود و گفتم تا دورشان نریخته‌ام بنویسمشان.

به خودم قول داده‌ام با این حال نزار سراغ کامپیوتر نروم. یا استراحت کنم و یا زبان بخوانم. باید یکی دو هفته‌ای بنشینم پای ( شاید هم سر ـ نمی‌دانم ـ) زبان خواندن و آنقدر بخوانم تا شاید روزی به دردی بخورم. هرچند همین الآن به درد خورده ام. شدیداً.

حالا اگر روزی مترجم بزرگی شدم با سبکی خاص، هی نیایید انگشتان مبارک را در چشمان من فرو کنید که فلان و بهمان.

البته خودم می‌دانم سنم کمی برای آرزوی مترجمی کمی بالاست، اما این که مهم نیست. سن دست خود آدم است. هر چقدر خواست کم و زیادش(!) می‌کند تا با موقعیتش جور در بیاید.

اما مشکل کوچکی که وجود دارد اینست که من اصلاً نمی‌توانم سنم را کم کنم، یعنی خوشم نمی‌آید. حتی گاهی عمداً یک سال هم به آن اضافه می کنم تا سرراست شود. راستش به نظرم مخفی کردن یا کم کردن سن ناشی از عدم اعتماد به نفس است و گرنه تبدیل ۷۰ به ۵۰ یا ۵۰ به ۳۰ یا ۳۰ به ؟ که کار سختی نیست.

خیلی از دندان درد دور افتادم. ولی تا یادم نرفته به خودم بگویم تا یادم باشد که دوست دارم زبان فرانسه و ایتالیایی هم یاد بگیرم.

-------------------------------------

پ.ن. ۱: به خودم قول دادم فعلاً نسبت به متنهایم وفادار باشم (یعنی هرآنچه روی کاغذ آمد آمده است دیگر). وگرنه خیلی دلم می‌خواست کمی متن بالا را ویرایش کنم.

پ.ن. ۲: بیش از ۴۸ ساعت چیز قابل توجهی نخوردم و این بیشتر مرا عصبی و خسته کرده بود.

پ.ن. ۳: الآن به مدد انواع قرصها و دعاهای مادرم بهترم و دردم کمی آرامتر و قابل تحمل تر شده.

/ 31 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک

سلام زهرا جان! الان کامنتتون رو برای تبريک تولدم ديدم .خيلی ممنون عزيزم از لطفت و ببخشيد که دير ديدم امدوارم الان دندونتون خوب خوب شده باشه . منم چند روز پيش دندون عقلم رو کشيدم اما اونقدر دکتر خوبی بود که اصلا درد نداشت حتی آمپولش که تمام ترسم از اون بود اگه تهران بوديد ميگفتم بريد پيششون اخه يکی از اقوام پيششون عصب کشی کرد بی هيچ دردی

آرمان آريايی

سلام..خوشحالم که بهتری خواهری گلم..زبان چيز خوبيه ..بعد هم شما کار خوب ارايه بده برا مترجمی رو هوا ميزننت...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا

son of thunder

درد دندانی داشته ام که مپرس .عصبی بر گزيده ان که مپرس ....خواهرم می دونم چی می کشی

son of thunder

از تز سن ات هم خوشم اومدو جالب و واقعی بود

فريبا

هووووووررررررررررررااااااااااااااااااااا به كسي چيزي نمي گم هووووووووووووووررررررررااااااااااااااااااااااا واااااي چه خوش حالم

فريدون زاکانی

سلام و درود! ما بيشتر دلتنگيم. همسر گرامی را سلام فراوان برسانيد.

فريدون زاکانی

قطعا هر کس برای کارهايی که می‌کند يا نمی‌کند، دليل و برهانی دارد. اين دلايل عموما چند لايه هستند. به اين مفهوم که برخی عميق‌تر و برخی سطح‌ترند. يکی از دغدغه‌های من حرکت تاريخی صحيح و موثر است. گرچه اين موضوع شايد نمود قابل ارزيابی نداشته باشد اما به عنوان صحيح‌ترين قدم برای من خيلی مهم و حياتی است.

فريدون زاکانی

بررسی راه رفته و تطبيق آن با اهداف اوليه و در نظر گرفتن ملاحظات آينده، عميق‌ترين و در ظاهر ساکن‌ترين مقطع حيات اجتماعی است اما در باطن اين گونه نيست. اميد که راه را پيدا کنيم و در مسير مستقيم گام برداريم.

نازلی

خانوم چرا عصبانی ميشی؟ من خوبم مينويسم چشم شما امر بفرمائيد.