«حال همه ما خوب است اما تو باور مکن»

هستم. همان ‌جا. همان جای قدیم. بی هیچ پیشرفتی. بی هیچ تغییری. بی هیچ خبر خوبی.

فقط می‌دانم زینب پیغمبرزاده را گرفته‌اند. اوضاع دانشگاه پلی تکنیک هم که ناگفته پیداست. به آنچه خواسته‌اند رسیدند آنهم بی هیچ مشقتی.

ضاهراْ خوبم. یعنی  بد نیستم.

فقط بی‌حوصله‌ام. بی‌حوصله‌تر از همیشه.

با متن‌هایی که هزار بار نوشته می‌شوند و خط می‌خورند. بی‌آنکه خوانده شوند.

نمی‌دانم با این دل وامانده چه کنم تا اندکی آرامتر شود.

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلون

همه جای ايران سرای من است. جشنواره عکس و مطالب به مناسبت هفته شيراز در وب ليلون؛ مقدمتان گرامی. یا علی

..::{پراکنده}::..

گاه کافی است هیچ نکنی! همه چيز خود به خود آرام خواهد شد ....!

مجيد - ع

ای بابا ، چی بگم ؟ بعضی وقتها بهتره هيچی نگيم .

شاه رخ

بايد تحمل کرد غصه خورد روشنگری کرد من البته سيگار هم می کشم !

نمی دونم

عجيبه ولی شکل هردومون هست انگار. ميگن چشم و ابروش به من رفته بقيه ی صورتش به باباش.

امير

چه کنيم برای دل گرفته ات؟

فريبا

بهتر شدی؟ الان به انگشتام روی کی برد نگاه می کنم و فکر می کنم چه جوريه که مرگ سلول هاش غمگينم نمی کنه و تغييراتش و انقدر راحت می پذيرم

حسين

امان از اين دنيا...از كوچيك تا بزرگش گرفته...