جیغ

دلم به طرز فجیعی گرفته است دوست دارم توضیح بدهم چرا، اما نمی توانم. این خود سانسوری هم درد بدی است.

بهتر از همه این است که ربطش بدهم به ظهر غم زده ی عاشورا و این غربت لعنتی که دستم را از دنیا کوتاه کرده. 

عجیب دل آدم آشوب می شود یهو. سرت به کار خودت است و داری مثل بچه ی آدمی زاد زندگی ات را می کنی و ناگهان ........

بگذریم مدتها بود اینجا نق نزده بودم. هر چه باشد سهم وبلاگ از من نق زدن است که فکر میکنم ادا کردم. شاید از این به بعد بیشتر نق زدم. خودم هم نمی دانم.

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
سمیه

جیغ میشه زد ؟ جیغ بزن.. نقم خوبه ولی مثه جیغ نمیشه... اگه کاری هم تو این غیر غربت داری که به جز از دست خودتم میشه انجامش داد...بگو انجام بدم.. اگه اینجا بودی حتمن امروز شاهچراغی جایی می رفتی...حالا فکر کن یه "علی علی حیدر علی " هم دیدی.. یه کم میخندیدی...خوب اونجا هم که هستی بخند دیگه... بخند خو...