«دردی است غير مردن کان را دوا نباشد»

بعضی وقتها دوست دارم سرم بیش از این اینها شلوغ باشد. که واقعاْ وقت سر خاراندن هم نداشته باشم. حتی وقت فکر کردن. فقط مثل یه ماشین کار کنم و هیچ نفهمم. نه از لذت نه از درد. مثل کسی که نه زنده‌است و نه مرده.

نفهمم اگر رییس جمهور سر معلمش را ببوسد باعث مباهات است ولی اگر «گوهر خیراندیش» مشابهش را انجام دهد بلوا به پا می‌شود.

نفهمم معلمها را زندانی می‌کنند و بعد از رسالتشان سخن بگویند.

نفهمم روز کارگر تابوت «حقوق کارگری» را تشییع می‌کنند و پلیس بعد از مراسم همه را با زور متفرق می‌کند.

نفهمم معلم یا کارگری با ۲۰ سال سابقه فقط ۳۰۰ هزار تومان حقوق دریافت می‌کند.

نفهمم دختری ساعت ۳ بعد از ظهر زیر باران کتک پسری قرار گرفته و از دست ما کاری ساخته نباشد.

نفهمم  .......

--------------------------

خوب است دست کم امثال مطهری وجود داشت که روز رفتنش بهانه‌ای برای بزرگداشت(!) معلمان باشد.

خواهرم٬ گلم٬ تلخی ایام از تو دور باد و روزگارت گلباران.

روزت مبارک.

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرامش

سلام مردن که درد نيست یه جو................رایی درمونه

نصر

آقا ما نفهميديم سرت شلوغه خلوته ؟ بالاخره ما دعا کنيم کچل بشی يا مودار تر بشی؟ بی خیال بابا ! همه چی درست ميشه !

گلناز

چطوری دوست جونم؟ دلم برات تنگ شده

امير

چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند

elham*

منم خيلی وقتا دوست دارم نفهم باشم اما نميشههههههه