«چون است حال بستان ای باد نوبهاري»

چقدر احساس خوشبختی می کنم

وقتی نسیم خنک صبح‌گاهی

از لابلای برگهای رقصان

صورتم را نوازش می کند.

-----------------------------------

پی‌نوشت:

باز هم تولدی دیگر. آبجی کوچکترم.

خوش آمدی خواهرک. قدمت محکم و پایدار و مبارک.

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلون

تو رو خدا اين مجيدو ببخشيد بچه بود يه حرفی زده؛ نادونی کرده چند تا دختر! يک بچه مسلمون!!!! نکنه شما همون هفت دخترون هستيد؛ما خبر نداريم

ليلون

سلام؛ تو رو خدا فارسی بگين ما بی سوادها هم حاليمون بشه اين که برای اين آقای آرامش نوشتی هاکيو؛هايکمن؛ها شايد ميخواستی بنویسی واکمن؛یهو حاکک کردی؛ ولی اونم که با ح جیمیه

فريبا

چه حس قشنگی ، چه قشنگ نوشتي اين حس رو تولدت مبارك آبجي كوچيكه ء آبجي كوچيكه تو هنوز داري مي خوني؟! با اين حساب، من اول

آرامش

يکی به اين ليلون بگه تورو سنه

آرامش

رفتم واسه بالايی نظر بذارم امکان نداشت در هر صورت عزيزم مثبت انديشی آغاز موفقيته

امير

نبينمت دلتنگ زهرا جان

نصر

سلام خوب شايد امروز آقايی شا... پشت پنجره اتاقت داره سيگار ميکشه !! ( تو هم تا تقی به توقی ميخوره ميگی می خام بميرم بابا مرگ هم قاعده و قانونی داره زمانی داره البته بعد از ۱۲۰ سال)