هزاران زن مثل من

اين بار هم بعد از ديدنش همون حسی را داشتم که دفعه اول آزارم داده بود، خفگی شديد. احساس می کردم نمی‌تونم نفس بکشم چون با جريان هوا گلوم می‌سوخت. دوست داشتم زار زار گريه کنم تا شايد يه کم آروم شم ولی نمی‌تونستم. نمی‌دونم تا کی چنين چيزهايی وجود خواهد داشت. قوانينی که اگر از ديد يک انسان بخوای بهش نگاه کنی شايد راه حل سختی نداشته باشه. ولی با اين حصارها و تارهايی که دورمون پيچيده شده شايد هيچ‌وقت ـ دقيقاْ هيچ‌وقت ـ  نتونيم حلش کنيم.

/ 5 نظر / 7 بازدید
مهدی هنرپرداز

در خيلی از کشورهای پيشرفته٬ تا سالها زنها حتا حق رأی نداشتن. به قول شاملو٬ «لجه‌ی قطران و قير بی‌کرانه نيست؛ سنگين گذر است». باید تلاش کرد و دل و تن به خستگی نداد. یا حق!

North Star

نتوانستيم حلش کنيم و نه توانستيم دليلش را بفهميم .... .

فريبا

پست قبلي ات فوق العاده بود ، چنين باد در مورد قوانين هم ..... حرفي ندارم ، تمام.

amir

حالت رو ميفهمم،تحقير شدن انسان ها بد چيزيه...

نصر

سلام واقعا خوش به حالتون ، خوشا به سعادتون ، التماس دعا ! كاش ما هم ميتونستيم مثل شما باشيم اينقدر خدا دوستتون داشته كه گذاشته با فرشته مقرب درگاهش عزرائيل ديدار كنيد ! تقبل الله زيارتكم!