بياييد بدبختيهايمان را قسمت کنيم.

هر بار دهان آقایان باز می‌شود تنمان باید بلرزد. دیگر هیچ دل و دماغی برای زندگی نیست. خیلی مشکلات فردی و خانوادگی در این مملکت کم است که اینها هر روز افاضات جدید می‌فرمایند.

--------------------------------------------------------------

هر روز صبح با خوندن یکی دو تا متن از عملکرد دولت و یا اوضاع نابسامان فعلی دیگه حال و روزگاری برای آدم نمی‌مونه.

نمی‌دونم تا کی باید این وضع را تحمل کنیم.

 بلد نیستم تحلیل سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی کنم و اعتراف می‌کنم که همیشه هم از خوندن این‌گونه مطالب لذت نمی‌برم و همه چیزش را هم نمی‌فهمم. فقط گاهی احساس می‌کنم بهتر نیست به جای اینکه هر روز تو دل همدیگه را خالی کنیم و یا با فرض اینکه اگر فلان اتفاق بیفته تا ۲۰ یا ۵۰ سال دیگه‌مون چی می‌شه را شرح و بسط بدیم حرفهامون در حد اطلاع‌رسانی و یا ارائه‌ی راهکار باشه و از شایعه درست کردن و شایعه‌پراکنی پرهیز کنیم.

می‌دونم. نباید از واقعیات فرار کرد. ولی اگر برخی واقعیت‌ها را هر روز بخواهیم مرور کنیم و تو سروکله‌ی خودمون بکوبیم که دیگه رمقی برای زندگی باقی نمی‌مونه.

به عنوان مثال با این دید که مرگ یه واقعیته اگر هر روز بشینیم و در مورد مرگ عزیزانمون حرف بزنیم و آثارش را در زندگی خودمون و بچه‌هامون و نسل آینده بررسی کنیم که دیگه نمی‌شه حتی به کارهای روزمره و زندگی معمولی پرداخت چه برسه به اینکه بخواهیم تغییر و تحول مثبت هم ایجاد کنیم.

این حرفها را بیش از همه به خودم می‌زنم که این روزها وظیفه‌ی سنگین ناامید کردن اطرافیانم را به عهده گرفته‌ام.

------------------------------------------------------------------

بابا گور پدر مشکلات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و مذهبی یکی بیاید این سردمداران مملکت ما را ساکت کند تا بیش از این گند بالا نیاورده‌اند.

 

/ 42 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نمي دونم

مرسی از احوالپرسی هات زهرای عزيزم. خودت چطوری؟

سعيد

مگر به تو نگفتم از اين گو خوريها نگو يکبار ديگه از اين چرنديها تو وبت ببينم خودت ميدونی

شهاب

نگرانی به همه جا سرايت کرده. همه نگران ومنتظر حادثه که نه. منتظر يه فاجعه اند

sherry

عجيب است!! اين همه مدت ميومدم اينجا پست چند هفته پيشت رو نشونم ميداد. الان ميبينم کلی عقبم. ميرم همه آش رو بخونم اما عجالتا يک کم گور بابای خبر و مسئولين مملکتی. اين همه به فکر نباش. قربون داداش

sherry

شرمنده اشتباه شد. قربون آبجی منظورم بود.

قسطن

تو چيکار داری آخه؟! زندگيتو کن.

آرمان آريايی

سلام..الان کلی خجالت کشیدم..خواهرم میاد وبلاگ من تحلیل سیاسی میخونه تازه کامنت هم میزاره..عجب عذابیه خدایی! من شرمندم واقعا ..با اون قسمت که گفتی اگر همش بخوایم به مرگ عزیزانمون فکر کنیم سنگ رو سنگ بند نمیشه و مقایسش با الان خیلی حال کردم به نکته جالبی اشاره کردی...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا

خر