هوای خانه دوست

برای فریبای عزیزم که چند روزی آسمانِ چشمانِ دلش بارانی بود:

 

هوای خانه چه دلگیر می‌شود گاهی
از این زمانه دلم سیر می‌
شود گاهی
عقاب تیز پر دشتهای استغنا
اسیر پنجه‌
ی تقدیر می‌شود گاهی
صدای زمزمه‌
ی عاشقانه آزادی
فغان و ناله
 ی شبگیر می‌شود گاهی
نگاهِ مردم بیگانه در دل غربت
به چَشمِ خسته
 ی من تیر می‌شود گاهی
مبر ز موی سپیدم
 گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر می‌
شود گاهی
بگو اگر چه به جایی نمی‌رسد فریاد
کلام حق دمِ شمشیر می‌شود گاهی
بگیر دست مرا آشنای درد بگیر
مگو چنین و چنان، دیر می شود گاهی
به سوی خویش مرا می‌کشد چه خون و چه خاک
محبّت است که زنجیر می‌شود گاهی

---------------------------------------------------------------

*بی‌زحمت با صدای سیاوش قمیشی گوش کنید.

/ 28 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

سلام زهرا جون شيرين چه قابل داره خوشبختانه من از اين لحاظ هيچ محدوديتی ندارم زيرا همسريم شيرينی فروشی دارد هيچ نگران شيرينی نباش.... بياييد شهر ما شيرينی هم بهتون ميديم گلم

عرفان

ما برگشتيم.. مثل اينکه اينجا خيلی اتفاقات افتاده که ازش بيخبريم..

غزل

من هم اميد وارم فريبا حالش جا بييد و خوش و خرم شود./خودت حالت خوبه ؟آنفولانزا تمام شد؟/وقت نمی شود کامنت بگذارم ميفهمی که امتحان و اين حرف ها// از آن جايی که حال جميع ملت ايران اين روز ها خوب است حتا اگر شما می گفتی با صدای اندی گوش کنيم ما باز هم اشک مان در می امد.

امير

زنده باد تو که اين همه مهربانی

صورتک خيالی

وبلاگت صوتی هم که شدی! يکم ديگه بره انشالله تصويری هم ميشه :)

elham*

گاهی هوای خانه چه دلگير ميشود گاهی... خيلی بهم ميچسبه!!

مریم

عشق شوری در نهاد ما نهاد جان ما در بوته سودا نهاد