جوابيه
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

راستش چون مجال بحث نیست سعی میکنم خلاصه گویی کنم. فقط خواستم جواب چند تا از کامنتهای پست قبل را در کمال احترام و ادب داده باشم. همین.

با گل‌تن کاملاْ‌ موافقم. اگر در جامعه‌ی کنونی ایران تفکر زنان تصحیح شود و به‌جای تقابل زن سنتی با زن مدرن٬ از این دو هویت و شخصیت بهترین‌ها را جایگزین زن کنونی کنند وضعیت زنان تا حد زیادی از حالت بحرانی دور خواهد شد.

با ستاره شمال عزیزم موافق نیستم. در اثر زلزله همه چیز چه خوب و چه بد ویران خواهد شد. در صورتی که اگر قصد کنیم دیوار به دیوار این خانه مخروبه را که شامل همه چیزهای خوب و بد تاریخ گذشته است بازسازی کنیم به راحتی می توانیم از وسایل باارزش و قیمتی مجدداْ استفاده کنیم و چیزهای به درد نخور را به مرور زمان تعویض کنیم.

با نکیسا موافقم. از ماست که بر ماست. بیشتر ظلمهایی که در طول تاریخ و همین امروزه در جامعه ما بر زنان حاکم بوده اغلب ناشی از اشتباهات دسته دیگری از همین قشر جامعه است.

تنها راه حل چنین مشکلی جهت دهی افکار زنان در راستای منطق و فکر و ایجاد اشتغال زایی مفید برای زنان است.

و اما فریبای عزیزم. تقریباْ دو روز با خودم درگیر بودم تا بتونم جواب قانع کننده ای به شما بدهم.

اصلاْ بحث و هدف تفکیک زن و مرد نیست. برای اولین بار در ایران اقدامی صورت گرفته تا «خود زنان» از برخی مواردی که حق مسلم‌شان است (البته به جز انرژی هسته ای) حمایت کنند. این در حالی است که قبل از این اقدامات٬ اغلب کتابهای فمینیستی و یا فعالیتهای این چنینی به دست توانمند آقایان نوشته یا انجام می‌شده است. در این جریان تصویب قانونی به نفع زنان از اولویت آخر برخوردار است. به نظر من کل حکمت این کار در این است که زنان دست کم تا حدودی با وظایف و اختیارات و حقوقشان آشنا شوند و این کم هدفی نیست.

اگر روزی حق طلاق برای زنان هم قایل شود آن‌وقت دیگر بحثی از مهریه به میان نخواهد آمد. این بهتر از شرایط کنونی نیست که برخی زنان هم حق طلاق دارند و هم مهریه.

یا همان مثالی که در پست قبل اشاره کردم اگر زنی با وابستگی زیاد به فرزند و توان مالی مناسب٬ شوهرش را از دست بدهد انصاف است حضانت فرزندانی که حق اوست را به قیم بسپارند.

قرار نیست که اگر زنان حق حضانت فرزند داشته باشند تحت هر شرایطی موظف شوند سرپرستی آنها را قبول کنند. می‌دانم کم نیستند مادران بی مهری که فرزندشان را با دست خودشان می‌کشند. ولی آیا این باید باعث شود همیشه و همه‌جا تروخشک با هم بسوزند؟

در کل حق با شماست. می‌دانم اگر هرکدام از این خواسته‌ها به تنهایی تصویب شود و به اجرا در بیاید هم برای زنان و هم برای مردان جامعه مشکلات فراوانی به همراه خواهد داشت. اما اگر قانون‌های فراگیری برای مثلاْ کل دارایی بعد از ازدواج٬ ارث٬ حق حضانت٬ حق طلاق و ...... داشته باشیم بهتر نیست؟ پس در این راستا باید تلاش کرد. البته لازمه همه این خواسته‌های منطقی٬ دادگاه صالح است که بحث آن در این مجال نمی گنجد.

من هنوز هم معتقدم که نباید دست روی دست گذاشت و همه‌ی ما موظفیم در راستای بالا بردن اطلاعات تک‌تک افراد جامعه از حق و حقوقی که دارند تلاش کنیم.

در ضمن من با تلاش برای اصلاح تمام قوانيني كه با نوع انسان در تضاد است نه تنها مشکلی ندارم که ذاتاْ موافقم و این فعالیت هیچ تناقضی با خواسته‌ی شما ندارد.

برای کسانی که دوست دارند کمک کنند و یا اطلاعات بیشتری در این زمینه داشته باشند (به خصوص نازلی و نصر):

آدرس سایت

فرم امضا

بیانیه حقوقی

(ممکن است مجبور به استفاده از فیلترشکن شوید.)

آیدین عزیز من آدرسی از شما ندارم. در صورت تمایل می‌توانی آدرست را ایمیل کنی تا در اسرع وقت برای گرفت امضا و سرتان خراب شویم. هرچند متاسفانه اینترنتی هم می‌توانی امضا کنی.

به همفری بوگارت عزیز:

این بار خودمان باید کاری کنیم نه هیچ کس دیگر. اگر به نتیجه نرسیم متاسفانه ناتوانی را باید درون خودمان بیابیم.

مریم گلم! چشم سعی می‌کنم. ولی بیایید اینقدر از نور و آزادی حرف بزنیم تا دیگر برای هیچ کس نامانوس نباشد.

و باز هم مریم جان آنکه به چشم دیگری به زن مطلقه نگاه می‌کند خود ماییم نه کس دیگر. باید تلاش کنیم. لحظه به لحظه برای ارتقای و ایجاد فرهنگ صحیح.

الهام خانم! من فکر کردم توضیح دادن برای یک تحصیل‌کرده‌ی دانشگاهی با یک فرد درس‌نخوانده‌ی خانه‌نشین فرق می‌کند به همین دلیل جلسات توجیهی برگزار نشد.

و اما مریم خانم: بیا مراقب باشیم ما جز این دسته نباشیم.

------------------------------------------------------------------------

به خاطره تمام نظرات مهرآمیزتان که مرا به فکر وامی‌دارد دنیایی سپاس.