هنجار شکنی
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ دی ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

 

 

بازی از نوع ساز مخالف

 

 

1) از غذا پختن متنفرم. حاضرم هر کاری انجام بدم جز آشپزی. خداییش شانس آوردم که مهدی علاوه براینکه بدغذا نیست خودش دستی هم در این کار داره.

ولی چه حیف که تا آخر عمر گریبانم را گرفته.

2) عاشق تنقلات و آجیل (به خصوص پسته و گردو) و شیرینی و پفک و چیپس و نوشابه و ......هستم. ولی متاسفانه همیشه به دلایلی به خاطره خوردن اینها مواخذه می شوم. یادمه 7- ۸ ساله که بودم همیشه تو جیبهام پر بود از گردو و کشمش و سیاه دانه و قند ......

3) یه بار (حدوداً 6 سال پیش) یکی از برادران بسیجی وظیفه شناس به من و مهدی در حافظیه گیر داد. این برادر با خانه ما تماس گرفت تا هم خانواده مرا در جریان این معصیت عظیم قرار دهد و هم مرا از گمراهی ابدی نجات دهد و به صراط راست هدایت.

ولی مادرم در یک حرکت بدون توپ بهش گفته بود که این دو تا باهم نامزد هستند و شما به چه حقی مزاحم دخترم شده‌اید.

البت اینکه در خانه چه گذشت بماند.

یه توضیح کوچولو: من و مهدی از اوایل دی‌ماه 76 عاشق شدیم. (من که عاشق بودم مهدی را خبر ندارم) 5 سال تمام درگیر راضی کردن خانواده‌هایمان بودیم یک سال نامزد دو سال هم عقد بودیم و در حال حاضر یک سال و 22 روز است که از ازدواجمان می‌گذرد. نکته قابل توجه اینکه هر سه اتفاق (نامزدی و عقد و عروسی) در آذر ماه (۲۸/۹/۸۱ و ۲۱/۹/۸۲ و ۱۲/۹/۸۴) رخ داده بود.

 

۴) اصلاً شیرازیم ولی حساب و کتاب دخل و خرج را شدیداً کنترل میکنم. به هیچ عنوان اهل ولخرجی نیستم و تا دلتان بخواهد پا روی دلم میگذارم. گاهی اینقدر حساب می کنم که حال خودم هم بهم میخورد.

در مراسم ازدواجمان هم سعی کردیم زیر بار هیچ هزینه اضافی نرویم از آرایشگاه رفتن و کرایه کردن لباس عروس و سفره عقد و تاج گرفته تا ارکستر و فیلمبرداری و ...

ولی به جاش یه سفر عمره رفتیم.

۵) عاشق بازیهای کامپوتری هستم طوریکه بعضی وقتها به عشق بازی کردن خودم را از محل کار به خانه می رسانم.

 ۶) به همون اندازه با نوشتن مشکل دارم یادم نمیره که ثلث اول سال اول راهنمایی انشام را 13 گرفتم ثلث دوم ۱۴ و ثلث سوم ۱۷. (این نمره ها الان دیگه هیچ معنایی نداره ولی مطمئناْ برای دانش آموز سال اول راهنمایی که تا آن موقع نمره ای کمتر از ۱۹ نگرفته بوده بسیار دردناک بوده است.)

شاید یکی از دلایلی که مرا از دست به قلم بردن وا میدارد و می‌هراساند همان دبیر سال اول بود.

۷) اصولاْ ساز مخالف را در دست گرفته و به خوبی می‌نوازم. یکیش هم همین حالا.

ضمناْ ۵ نفر را هم معرفی نمی‌کنم تا این ارکستر مخالف نوازی به اوج برسد و بازی هم بی‌مزه نشه.

 

----------------------------------------------------------

پی نوشت ۱: از فریبای عزیز و مهدی خوبم سپاسگزارم.

پی نوشت ۲: راستش این جناب کافر هم حسابی منو خجالت داده و دعوتم کرده. لازم می‌دونم که اینجا ازش تشکر کنم.

پی نوشت ۳: به خاطره گل روی شهرزاد عزیزم یه تکه کوچولو از اعترافاتم را سانسور کردم.