دخترم
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ مهر ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

چند شب پیش خواب می‌دیدم بعد از یه هفته به هوش اومدم و مامانم یه دختر خوشگل سفید تپل گذاشت تو  بغلم گفت این دخترته.

تو خواب حسابی گیج و ویج شده بودم ولی شدیداْ‌ ذوقش می‌کردم و می‌بوسیدمش.

وقتی بیدار شدم و فهمیدم خواب بوده یه نفس راحت کشیدم چون الان نه دلم بچه می‌خواد و نه توانایی بزرگ کردن و تربیت و مخارجش رو داریم ولی اگه یه روز خدا خواست و قرار شد بچه‌ای داشته باشم اولا دوست دارم دختر باشه ثانیاْ یه چیزی شبیه این:

one

 

یه نکته کوچولو تو این خواب بود که خیلی برام هیجان انگیزه و یادآوریش هم باعث میشه خنده رو لبهام بشینه.

اینکه بچه من موقع تولد ۵/۷ کیلو وزنش بوده.