غزل تنهايی
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

من مانده‌ام شکسته و پر بسته٬ در ابتدای راه تو ای تنها

تـنـهاتـر از نــگــاهِ تـوام امــروز٬ تـنـهاتـر از نـگاهِ تـو ای تنـها

این آسمان٬ زلالی دستانت٬ باران٬ شکوهِ شرقی ِ چشمانت

جز اشک‌های ساده‌ات اما چیست٬ در این میان گواه تو ای تنها؟

ای عصمتِ عظیم ِمعمایی٬ نیلوفر  شبانه‌ی بودایی

جز عشق ِ بی‌دریغ چه بود آیا٬ پیش خدا گناه تو ای تنها؟

رفتی و در ادامه‌ی راه تو٬ باران گرفت و آیینه‌ها تر شد.

رفتی و در مقابل من جا ماند٬ چشمان سر به راه تو ای تنها

گر برق عشق چهره برافروزد٬ چشمی به داغ های دلت دوزد

ترسم تمام آیینه‌ها سوزد٬ از شعله‌های آه تو ای تنها

من مانده‌ام شکسته و پر بسته٬ در ابتدای راه تو ای تنها.

یدالله گودرزی

---------------------------------------------------------------------

پ.ن۱: این شعر از آلبوم« شوکا» با صدای مهرداد «شهسوار زاده» و  آهنگسازی و تنظیم کننده‌گی « داریوش تقی پور» است.

پ.ن۲: انگار وصف حال امروز منه.