سوء مديريت
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

نمی دونم حماقت حد و مرز هم داره یا نه، فقط دارم می‌بینم از اول فروردین تا آلان این پنجمین نفريه که استعفاش رو نوشت و رفت. شرکت شده محله‌ی برو بیا. هرکسی میاد یکی دو سالی کار یاد می گیره و بعدش هم .... . 

صرفاً به خاطر سوء مدیریت. برای اينکه اين رييس ما بلد نيست حتی يه نفر را راضی (و يا حامی خودش) نگه داره. کفر همه را تا سر حد مرگ در مياره٬ حتی گاهی برای ۲۰۰۰ تومن ناقابل.  

 

ظاهراً از همه بی‌خیال‌تر منم که تونستم 4 سال دوام بیارم. جالب اینه که هر نیروی جدیدی که شروع به کار می‌کنه، می‌شه رییس من.

اگه گفتيد چرا؟ چون اونا خونشون رنگین تر بوده؟

نه بابا صرفاً به خاطره اینکه مذکر هستند. «جنس برتر»

 

مدیریت، اخلاق، شعور اجتماعی، آداب معاشرت و ... به ندرت اينجا دیده می‌شه (مثلاً فقط در شرایطی که بهت احتیاج دارن یا کار مهمی باید تو زمان کمی انجام بشه جواب سلامت را می‌دن.)

بی صبرانه منتظر روزی هستم که کار خوبی (با حقوق مناسب) گیرم بیاد و من هم از اینجا برم.

ولی مطمئنم اگر یه روز رییس شدم هیچ وقت اشتباه‌هایی را که الآن رییسمون داره مرتکب می شه انجام نمی دم.

ولی هنوز تا اون روز خیلی مونده و خيلی چیزهای ديگه رو بايد یاد بگیرم.