زرد قناری
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

سرم به طرز چندش‌آوری سنگین و پردرد است و دلش یک خواب آرام و طولانی می‌خواهد.

تک تک ماهیچه‌های بدنم به دلیل تمرینات سنگین (!!!) والیبال گرفته.

تازه فکر کنم دارم سرما هم می‌خورم.

از دیروز  خوردن قرص امگا۳  در دستور کار قرار گرفته. قرص قشنگی است شفاف و زرد رنگ و بیضوی. فقط خیلی بزرگ است. بزرگتر تر از مجرای گلوی من.

چه‌قدر بد است که لذت ناهار خوردن با فکر آن از بین می‌رود. دیروز به مدت ۱۵ دقیقه فقط نگاهش می‌کردم که چطور باید آن را ببلعم. از مجرای مری که رد می‌شد حرکت موجی شکل ماهیچه‌هایم را درون قفسه سینه حس می‌کردم.

بعدش هم کلی حالت بد داشتم مثل دل درد و تهوع. نمی‌دانم تلقینی بود یا واقعی. ببینم امروز چه می‌شود.