تنها ...
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

 

«درست است که من

همیشه از نگاه نادرست و طعنه تاریک ترسیده ام

درست است که زیر بوته باد سر بر خشتِ خالی نهاده ام

درست است که طاقتِ تشنگی در من نیست

اما با این همه گمان مبر که در برودت این بادها خواهم برید!

....»

 

سيد علی صالحی


 
به نام دوست
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

سلام.

بالاخره بعد از سه سال اصرار تو، اینجا هم را افتاد.

با شروعش هیچ مشکلی نداشتم و ندارم فقط می ترسم نتونم ......

اما من تمام تلاشم را می کنم امیدوارم که شرمنده خودم نشم.

فعلاٍ فقط می تونم بگم که بعضی وقتها خواستن، توانستن است.